قلندارنه!

قلندارنه!

مـا باده می زنیم و شما دست می زنی؟

ای شیخ! گوشه ها به من مست می زنی

مخمور و بی طهارت و لاقید و بی نماز...

هر طعنه ای که باشد از این دست،می زنی

ما را مزن که خود به خفا می زنی و گاه

یک بست نیز صورت اگر بست، می زنی

تا گشتِ محتسب برسد، از پی لگد-

حد نیز بهر مست به پیوست می زنی

 

زیر قبای من به خدا جام باده نیست

بهر خدا ببین به کجا دست می زنی!

افراط باده نوشی ما را به دل مگیر

توی سبــو هنوز کمی هست،می زنی؟!

 

سعید سلیمان پور ارومی

کلمات کلیدی: ,