زن

زن

ای رفیقان! شد زمستان، زود فکر زن کنید

یک چراغ از بهر بعد مرگ خود روشن کنید

دختران فارغ التحصیل را در عقد خود

آورید و بر تن از گیسوی‌شان جوشن کنید



 

آدم بی‌زن ندارد در زمانه اعتبار

اعتبار خویش را ثابت به مرد و زن کنید

چشم پوشید از جهاز زن، اگر مرد رهید

دست‌رنج خویش را در گرد خود خرمن کنید



 

مرد بی‌زن خانه‌اش ویرانه و خود همچو جغد

خانة ویرانه را از روی زن گلشن کنید

از عروسی کام یاران را همه شیرین کنید

فکر یک گونی برنج و یک دو من روغن کنید



 

زن بگیرید و نیندیشید از دست قضا

چون دهد روزی خدا، بهر چه هی شیون کنید؟

این که می‌گویند «زن باشد به هر خانه بلا»

این بلاها را مهیّا از برای من کنید



 

حسین توفیق



 

کلمات کلیدی: ,